ذهن های خلاق دست های خالی
باز هم بهانه ای میشود برای یاد تو من تاریخ را نمیفهمم دست خودم نیست من دنیا را فقط بعد از تو میشناسم نه قبل از تو را .. مگر قبل از تو هم زندگی وجود داشته است ؟؟؟؟؟ ما بچه که بودیم، صبح زود روابط و فرمول هایی را که می دانی ؛ از سخت ترین ها در ذهنت به هلاجی و مرور می گذرند اما نه ... جوابش با یک رابطه ساده آغاز می شود . رابطه ای آنقدر ساده که گذرا از کنارش رد شده ای ؛ گاهی همین روابط به ظاهر ساده اند که فراموششان می کنی و یادت می رود که نباید حتی همین فرمول های به ظاهر ساده را دست کم بگیری ! نمی توانی بدون همین روابط کوتاه ، معادلات مسأله ات را درست کنار هم بچینی تا به جواب برسی گاهی هدیه یک لبخند ، پرداخت صدقه ای هر چند ناچیز ، هدیه یک دلخوشی ساده به درمانده ای ، می تواند مفهوم همین فرمول کوچک باشد دعای خیر او و باز شدن گره کار تو ! به همین سادگی ... خداوندا/ اگر روزی بشر گردی / ز حال بندگانت با خبر گردی / پشیمان می شوی از قصه ی خلقت/ از این بودن/ از این بدعت/ خداوندا/ تو خود دانی/ که انسان بودن و ماندن/ در این دنیا چه دشوار است/ و چه دردی می کشد آن کس/ که انسان است و از احساس سرشار است... شب آرامی
بود سهراب
سپهری امــــــ ـــــ ــــــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــ ــــا... نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه از برگ ریزان پاییز خبریست نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه از ابرهای پاییزی و نـــــــــــــــــــــــــــــــــه از باران پاییزی می دانم زمستان هم برف چشمگیری نمیبارد شاید خـــــــــــــــــــــــدا هم ما را تحریم کرده تا کسانی بفهمند که کارهایشان اشتباه است... تا خود صبح به راه تو قمر ميريزم. ساحل چشم من از شوق به دريا زده است چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است جمعه را سرمه كشيديم ،مگر برگردي با همان سيصد و فرسنگ نفر برگردي زندگي نيست ،ممات است تو را كم دارد ديدنت ارزش آواره شدن هم دارد از دل تنگ من ،آيا خبري هم داري؟ آشنا ،پشت سرت مختصري هم داري؟ نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
نوری که روی پرده جاری بود
آواز گنجشکان لب هِرّه
آغاز یک روز بهاری بود
با هر نسیم تازه میرقصید
در کوچهها بانوی فروردین
شال شکوفه بر سرش بود و
پیراهنی از عطر گل سنگین
دنیایمان با او پر از شادی،
با رفتنش لبریز غم میشد
بیآنکه حتی با خبر باشیم
از عمرمان یک سال کم میشد
ما مست بوی عید بودیم و
سبزیپلو با ماهی ِ دودی
ماهی ِ قرمز را نمیدیدیم
در تُنگ تَنگش رو به نابودی
ما فکر میکردیم مثل ما
هر بچهای یک کفش نو دارد
تا عید، یک گل نه هزاران گل
با توپ در دروازه بکّارد
بقیه درادامه...

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش
زیبای یقین
با خودم می گفتم :
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام
ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می
گردد؟
هیچ !!!
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می
ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با
ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر
مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد،
قدر این خاطره را ، دریابیم
| Design By : Pars Skin |


